تبليغاتX
***METAL***

 COB
اینم مصاحبه با Alexi Laiho

Alexi

سال تولد؟
1979


گیتار زدنو از کی شروع کردی؟
وقتی 11 سالم بود.

.
چرا رفتی طرف گیتار؟
به خاطر علاقه ام به rock


گروههای مورد علاقه؟
Nine Inch Nails, Mötley Crüe, Stone, Obituary, System Of A Down, Shadows Fall, Suicidal Tendencies, Black Label Society 

 
موسیقیدانهای مورد علاقه؟
تمام گیتاریستهای ازی(Randy Rhoads, Jake E. Lee, Zakk Wylde),
 و Steve Vai, Slash, Jeff Waters, Tommy Lee, Twist Twist Erkinharju

 
بهترین موسیقیدان تمام زندگیت؟
نمیدونم...ایده ای ندارم...شاید مامانم!!


اولین البومی که خریدی؟
اولین البوم از W.A.S.P بود...فکر کنم.


5 البومهای مورد علاقه در تمام دوران زندگیت؟
W.A.S.P - W.A.S.P
Steve Vai - Passion And Warfare
Ozzy Osbourne - Tribute To Randy Rhoads
Stone - No Anasthesia!
System Of A Down - Mesmerize


البومهای مورد علاقه از قرن21 ؟
In Flames - Reroute To Remain
Pain - Dancing With The Dead
Slipknot - Vol. 3 The Subliminal Verses


اولین کنسرتی که رفتی چی بود؟
Dire Straits


بهترین اجرای زنده ای که دیدی یا دوست داری ببینی؟
اجرای سال 95 گروه PANTERA درHelsinki (فنلاند) و اجراهای ozzy ولی میدونم هرگز دیگه این اتفاق نمیفته!


اهنگ و البوم مورد علاقه از COB ؟
اهنگ Living Dead Beat و طبیعتا البوم ARE YOU DEAD YET


اهنگی که دوست داری تو اجراهای زنده بزنی؟
 Hate Me!


 با چه گروههایی دوست داری رابطه داشته باشی؟
OZZY و METALLICA


نقطه اوجی که در شغلت داشتی(رو یا خارج از صحنه)؟
بار اولی که در ژاپن کنسرت داشتیم عکس دسته جمعی که به همراه Zakk Wylde و Steve Vai برای مجله Guitar World گرفتیم!


بدترین لحظه ای که تو شغلت داشتی(رو یا خارج از صحنه)؟
وقتی Alexander گروه رو ترک کرد همه چیز ریده شد توش! (این روزا دیگه بهش اهمیت نمی دم ولی به هر حال وقت زیادی از گروه گرفت)!


احمقانه ترین موقعیتی که توش قرار گرفتی(رو یا خارج از صحنه)؟
وقتی داشتم اهنگ Youth Gone Wild رو به همراه Sebastian Bach می خوندم...کاملا مست بودم....سه تا از استخوانهای مچمو شکستم....دو تا از دنده هام ترک برداشت...هر دو تا پام اسیب دید...پای جفت چشمام سیاه شد...بخیه خوردم و تمام بدنم جرواجر شد!...خودتون حساب کنید چی شد!!!!!


عجیبترین جایی که روش امضا دادی؟
یه wheelchair !!


پر فشارترین لحظه ای که تو شغلت داشتی؟
تو فستیوال Metalway در اسپانیا اسم البوم چهارممونو (Hate Crew Deathroll) وقتی داشتم سخنرانی میکردم یادم رفت!!! ببینید چه حالی داشتم!!!!


احمقانه ترین شایعه ای که راجب خودت شنیدی چی بوده؟
اینکه gay ام و با Janne warman(کیبورد گروه) رابطه جنسی دارم!!!


گروههایی که علاقه داری باهاشون Tour بذاری؟
Hypocrisy, Shadows Fall


نوشیدنی و سبگار مورد علاقه؟
نوشیدنی Jameson, Jack Daniel´s, White Russian و سیگار Lucky Strike


ماشین رویاییت؟
71 Dodge Charger با موتور 440 cid


فیلم و بازیگر مورد علاقه؟
فیلم Die Hard و بازیگر Bruce Willis


بازیهای کامپیوتریه مورد علاقه؟
GTA Vice City/San Andreas, Silent Hill 3, Tony Hawk´s Underground, Grand Turismo 4


تو وقتهای بیکاریت چه کاری دوست داری انجام بدی؟
برم مهمونی.... video game بازی کنم .... با ماشین چرخ بزنم... و بخوابم!

 
بدترین عادتت؟
خودم بودن!


اگه موسیقیدان نمی شدی چی می شدی؟
یه تنبل بیکار!


خودتو در سه کلمه توصیف کن؟
Living Dead Beat


تو 10 سال اینده خودتو کجا میبنی؟
نشستم پشت لپ تاپ Henkka (بیسیست گروه)و دارم به اینجور سئوالا جواب می دم!


تجهیزات مورد استفاده؟
ESP guitars, Lee Jackson pre amps, VHT power amps, DR strings, Dunlop picks

|+| نوشته شده توسط alireza&mojgan در جمعه یازدهم اسفند 1385 ساعت 1:49 |
 ! ! !

 

سلام گلابی هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

چطولید؟؟

خیلی وقت بود که من آپ نکرده بودم

همش علیرضا آپ می کرد

دستت درد نکنه آقا پسر گل گلاب

میسی

بچه ها این آقا خوشمله عشقه منه

خیلی خوشکل و ناز تشریف داره

یکی به من بگه چرااااااااااااااااااااا؟

چرا انقدر این آقاهه ناز و باکلاسه ؟

--------------------------------------------------

آپ امروز یکی از شعر های مرلین جونمه

الهی من بخورمش که انقدر با عظمت  و خوش تیپ و تو دل بروووو ِ

اینم شعر اگه ایرادی تو معنیش دیدین به بزرگواری خودتون ببخشین

 

I don't want you and I don't need you
Don't bother to resist, I'll beat you
It's not your fault that you're always wrong
The weak ones are there to justify the strong
The beautiful people, the beautiful people
It's all relative to the size of your steeple
You can't see the forest for the trees
You can't smell your own shit on your knees
There's no time to discriminate,
Hate every motherfucker
That's in your way
[Chorus:]
Hey you, what do you see?
Something beautiful, something free?
Hey you, are you trying to be mean?
If you live with apes man, it's hard to be clean
The worms will live in every host
It's hard to pick which one they eat most
The horrible people, the horrible people
It's as anatomic as the size of your steeple
Capitalism has made it this way,
Old-fashioned fascism will take it away
[Chorus]
There's no time to discriminate,
Hate every motherfucker
That's in your way
The beautiful people
The beautiful people (aahh) [x4]
[Chorus x2]
The beautiful people [x8]

----------------------------------------------------------------------


من تو را نميخواهم و به تو احتياجي ندارم

سعي نكن مقاومت كني وگرنه تو را هم از سر راهم بر مي دارم
 
تقصير تو نيست كه هميشه بهت بي احترامي مي شه

افراد ضعيف براي تصديق افراد قوي به وجود آمده اند
 
مردم عالي ، مردم عالي

همه چيز به اندازه قدرتت بستگي دارد

درختا نمي گذارن جنگلو ببيني
 
تو نمي توني بوي كثافت خودتو بفهمي

وقتي براي جدا كردن مردم نيست

از هر آدم آشغالي كه جلوي راهته ، نفرت داشته باش
 
هي تو چي ميبيني ؟

بعضي چيزها عالي ، بعضي چيزها مفت

هي تو آيا سعي مي كني كه بد جنس باشي ؟
 
دوست من تو وقتي با ميمونها زندگي مي كني پاك موندنت سخته
 
كرمها در هر سوراخي زندگي مي كنند
 
معلوم نيست كداميكي بيشتر مي خورد

مردم زشت مردم زشت

اين هم به اندازه قدرتت بستگي دارد
 
كاپيتاليسم جامعه را اينگونه ساخته
 
عقايدقديمي فاشيستي آن را به دورها خواهد برد
 
----------------------------------------------------------
 
اینم یه عکسه بسیار خوردنی از مرلین جونم
 
مرلین جونم می میرم برات
 
|+| نوشته شده توسط alireza&mojgan در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385 ساعت 1:35 |
 Sepultura

Sepultura

سلام خدمت همه دوستان..ببخشید که یه مدت نبودم......

سپوترا یه گروه خوبه و کمتر

متالریه که به سپوترا حال نکنه اگه اشتباه نکرده باشم سپوترا

درزبان لاتین به معنیه قبر هست.

گروهی برخاسته از بلوهورایزن واقع در برزیل که در سال 1984تشکیل شد.

مکس کاوالرا خواننده و نوازنده گیتار

-ایگور کاوالرا نوازنده درام- پل جونیور نوازنده باس-

جایروتی نوازنده گیتار لید اعضای تشکیل دهنده سپوترا هستند.

اونا میخواستن هوی متال و یانک را در هم بیامیزند و در

 اوایل تحت تاثیر گروهایی چون

متالیکا-اسلیرو آیرون مدن به کار پرداختند.

متاسفانه در اوایل نوجوان بودن اعضا باعث شد

 تا اونها درنواختن ساز خوب عمل نکنن آنهل

 با حد اقل امکانات و بودجه

 کاری خوب ارائه میدهند که منجر به ساخت اولین آلبوم آنها با نام

 Morbid Visions پس از یک

اجرای خوب در سائوپولو گروه جای جایروتی را با یکی از

 نوازندگان محلی به نام آندریاس کیسر عوض میکند.

شانس با آمدن این مرد قدرتمند از راه میرسد.

آلبوم بعدی گروه سپوترا با عنوان

schizophnai در سال1987منتشر میشود که

 به دنبال آن غوغایی دراوروپا و آمریکا به پا میکند

آلبوم سال89 گروه با عنوان Beneath the Remains یکی

از چهار آلبوم تاثیر گذار سپوترا

 میشود و مطرح ترین گروه هوی متال دهه 90 وارد مرحله جدیدی میشود.

آلبوم سال 91 به نام Arise از سوی

 شبکه M TVتوقیف میشود اما هجوم هواداران برای

خرید به فروشگاها نشان داد که سپوترا توانسته بود همگام با مخاطب پیش برود.

سال 93 آلبوم chaos A.D را منتشر میکند که

 بازگشتی به زبان اشعار برزیلی و تلفیق پانک

 و هاردکور بود به مذاق بسیاری مینشیند و تور یکساله اجرا میشود.

سال 96آلبوم Roots منتشر میشود.اختلافات در گروه

 بالا میگرد و مکس از گروه خارج میشود

 وپس از مدتی سپوترا با خوانندهی جدیدی به نام دریک گرین باز میگردد.

سال 2001 سپوترا با آلبوم Nation باز میگردد که نقد های

 آتشینی در بر دارد اکثر نقدها با صدای نا مناسب گرین بود تا جایی که گروه در کنسرت

2002 خود بار دیگر از مکس دعوت به همکاری میکند.

sepultura

|+| نوشته شده توسط alireza&mojgan در چهارشنبه هشتم آذر 1385 ساعت 23:29 |
 Children Of Bodom

Children Of Bodom نام یک قاطل بزرگ در اسکاندیناوی بوده سریع ترین ترین گروه در کیبرد و گیتار در دنیا گروه در اوایل سال 1993 توسط Alexi Laiho یکی از بزرگترینهایه Leadguitar دنیا و Jeska Raatikainen نوازنده درام در فنلاند تشکیل شد با اضافه شدن Roope Latvala بیس زن و Janne Warman نوازنده کیبرد , Henkka Seppälä ریتم گیتار گروه آغاز به کار کرد . در سال 1997 اولین آلبوم با نام Something Wild عرضه شد .استقبال زیادی در فنلاند از آلبوم شد مدت 5 هفته در صدر پر فروش ترینها قرار گرفت دعوت نامه برای پخش آلبوم در اروپا آمد که نکته جالبی از یک گروه تازه کار بود آلبوم دوم 1999 به نام Hatebreeder بود که باز هم در صدر پرفروشترینهای فندلاند قرار گرفت . این آلبوم سه اجرایه زنده در ژاپن داشت که به علت امتحان داشتن Janne کیبرد نتوست همراه گروه باشه ولی یک زن به نام Kimberly Goss خواننده گروه Sinergy و دوست Alexi که در Sinergy با هم فعالیت میکنن جایگزین شد . در سومین اجرا Janne به ژاپن اومد و گروه رو همراهی کرد بعد از مدتی به فندلاند برگشتن برای کار کردن روی آلبوم جدیدشون بلاخاره آلبومی با نام Follow The Reaper وارد بازار شد که در همون هفته اول حدود 50000 فروش کرد که یکی از بهترین کارها چیلدرن بود که کلیپ معروف Every Time I Die هم از این آلبوم کلیپ شود کم کم به دلیل همتا نداشتن در سبک و سرعت و تکنیک خاص و سریع به یکی از بزرگترین گروههایه سبک متال در دنیا تبدیل شد سال 2003 آلبوم بعدی Hate Crew Deathrol پخش شد که باز هم با فروش و استقبال بسیار زیادی روبرو شد هفته اول 7000 جلد فروش کرد آخرین آلبوم هم سال پیش اواخر سال 2004 با نام Trashed, Lost & Strungout بود که بیشتر کارهایه توپ از آلبومهایه قبلی بود در کنار چند تراک جدید در اوایل 2005 هم MtV کلیپ جدیدی با نام Trashed, Lost & Strungout که اسمه آلبوم هم بود نشون داد . سبک اصلی Children Of Bodom میتونه Death Metal باشه در بعضی جاها هم به صورت بلک متال به دلیل سرعت وحشتناک و سریع و تاکتیک خاص کیبرد وگیتار چیلدرن رو به یک گروه بی رقیب تبدیل کرده .

|+| نوشته شده توسط alireza&mojgan در شنبه بیست و هفتم آبان 1385 ساعت 21:50 |
 PANTERA

PANTERA

 

پنترا در اوایل دهه80شکل گرفت زمانی که برادران آبوت یعنی

 دارل و وینی پل نوجوانانی بیش

 نبودند آنها در کنار رکس براون و ترنس لی

سال1983با آلبوم اول خود یعنی magic metal

وارد عرصه موسیقی متال شدند این روند سال بعد با

 آلبوم projects in the jungleادامه یافت

اما بعد از این آلبوم در

 سال1985خواننده گروه یعنی ترنس جای خود را به فیل آنسلمو داد و

گروه با ترکیب جدیدmetal powerرا

ضبط میکند که در سال1988منتشر میشود این آلبوم باعث

آشنایی گروه با وEastestمیشودپنترا با آلبوم های

خود ثابت کرد میشود کار شنیدنی عرضه

داشت به خصوص در دهه80که هیچ صدای قابل قبولی

 شنیده نمیشد پنترا به نوعی متفاوت عمل

کرد آلبوم کابوس هایی از جهنم به نوعی اولین آلبوم

 رسمی پنترا نامید که اعضای گروه عبارت

بود از آنسلمو خواننده       دارل گیتار   

  پل درامرز   و  رکس براون    باس  ****این آلبوم

پنترا روی نقشه اصلی متال جا داد و

 اعتباری برایشان به وجود آورد دو سال بعد پنترا با

آلبوم         Vulgar Display of powerباز میگردد که

 مخلوطی از متال و صدای مخصوص

 گروه بود آلبوم به خاطره نوآوریهایش به زمان نیاز داشت

تا در دل مخاطب جا باز کند اما این

اتفاق با کمک شبکه M TVافتاد وپنترا به شهرتی

 بیش از پیش رسید سال94پنترا با آلبوم  ‌

Beyond Driven forبه یک گروه عامه پسند

 بدل شد و آلبوم در صدر جدول فروش قرار

 گرفت سال1996آلبوم the Great southem trendkill منتشر

 میشود و بعد از آن تغییرات

اندکی درگروه به وجود می آید آنها دراصوات خود دست به تجربیات جدیدی میزنند واشعاری

تلخ تر را با اصواتی سنگین تر ارائه دادند سال

 97 پنترا آلبوم official live 101 proof

رامنتشر میکند که مدت ها قبل آن را آماده کرده بود

 مشکلات درون گروهی در این سال بالا

گرفت و سرانجام اعتیاد آنسلمو کار

 دستش داد گروه از پذیرفتن او سر باز زد و پنترا کم و بیش

 از هم پاشید اما حضور گاه وبیگاه پنترا در این سالها و

 اجراهای زنده باعث شد تاپنترا نام خود

را به عنوان گروه فعال زنده نگه دارد ...این یه واقعیت

غیره قابل انکاره که پنترا یه گره خوب

 متاله و من هم خیلی باهاش حال میکنم.

|+| نوشته شده توسط alireza&mojgan در جمعه نوزدهم آبان 1385 ساعت 22:56 |
 سازهای سبک متال
در متال اصیل و پایه از 3 ساز گیتار الکتریک و بیس و درامز استفاده میشود که باز در گروههای اصیل 2 نفر هستند که گیتار الکتریک میزنند که یکی زدن ریتم و دیگری لید را بر عهده دارد .

(ریتم مجموعه ای از چند ریف (Riff) هست که در زیر گیتار لید نواخته میشود و اکثرا 2-3 ریف هست که تکرار میشود ریف هم خودش میتواند مجموعه ای از Palm Mute هایی باشد ( پالم میوت تکنیک خاصی هستش که در سبک متال کاربرد بسیاری داره که دست راست که پیک یا مضراب رو میگیرد روی قسمتی از انتهای بدنه گیتار جایی که سیمها وارد بدنه گیتار میشود ( Bridge ) قرار میگیرد و بعد پیک روی سیمها زده میشود که صدای سیمها خفه شده و صدای جالبی رو ایجاد میکند) و یا ریف میتواند مجموعه ای از آکوردهایی باشه که به صورت متناوب اجرا شود که بسته به گرایش خاص موسیقی متال متفاوت هستند .

ولی در کل وجود پالم میوت در بخش ریتم بسیار حائز اهمیت هست . ) ( لید مجموعه ای از ملودیها و لیکهایی (Lick) هستند که روی گیتار ریتم نواخته میشود و گیتار لید کار تکنوازی و نواختن سولو رو بر عهده دارد .

لیک هم مجموعه ای از تنهایی هست که طبق قانون خاصی اجرا میشن و در اکثر سولو ها وجود دارند و شنیده میشن هر گیتاریستی از لیکهای خاصی استفاده میکنه که حالتی سلیقه ای داره و میشه گفت از روی ملودی ها و لیکهایی که گیتاریست از اونها استفاده میکنه میشه لهجه یک گیتاریست رو مشخص کرد ) گیتار بیس که حالت متداولش در سبک متال سازی هستش که از 4 سیم تشکیل شده ولی خوب بیس 5 سیم 6 سیم 8 سیم و … هم وجود دارند .

در حالت استفاده درست از بیس فضاهای خالی در موسیقی متال رو با بداهه نوازی خوب و قوی که از نوازنده بیس شنیده میشود پر میکند ولی در اکثر گروهها هم هست که بیس همان نتهای گیتار ریتم را میزند با تفاوتی جزئی که میشه ایجاد این تفاوت رو هم به درامز مربوط کرد که در بسیاری جاها بیس با درامز هماهنگ میشود .

 درامز هم که از تیکه های متفاوتی تشکیل شده در حالت متداول سبک متال 3-4 Tom یک Snare و 2 تا بیس درام به همراه چندین سنج Cymbal که انواع سنجها که هر چی بیشتر باشند مشخصا تنوع برای ساخت لاین درامز بیشتر میشود و دست درامر بازتر میشود انواع سنجهایی که متداول هستند و صدای آنها را در آهنگهای متال میشنویم ( Hi-hat , Crash , Ride , Splash , Chinese) هستند که مثلا صدای “های هت” اگه باز باشه و یا بسته باشه متفاوته و صدای راید هم اگه روی قسمت Bell زده بشه و یا رو بدنه سنج باز متفاوته ! پس ترکیبی از این چند ساز موسیقی متال رو با این همه تنوع ایجاد کرده است .

در موسیقی متال برای تغییر صدای گیتار از افکت های زیادی استفاده میکنند . انواع صداهای Distortion (نوعی افکت که شاخص سبک متال هست) که با انواع افکتهایی از قبیل Flanger و Chorus و … ترکیب میشن و یا صداهای Clean هستند که باز میتوانند به صورت تنظیمات مختلفی مورد استفاده قرار بگیرند . گیتار لید باز از انواع پدالهای Wah استفاده میکنه که در صدا تغییرات خاص و جالبی ایجاد میکنند .

گرایشهای مختلف سبک متال
سبک متال دارای گرایشهای مختلفی هست که به نحوی در اون گرایش خاص یا صدای خواننده ( وکالز ) فرق میکند و یا نوع نواختن همان 3 ساز اصلی و یا سازهای دیگه ای به این 3 ساز اضافه میشوند . این عوامل و بعضی از عوامل دیگه که میتوانند محتوای متنهای گروهها هم باشد باعث میشود که گرایشهای مختلفی از سبک متال زاده بشود! انواع مختلفی از قبیل Doom Metal , Death Metal , Progressive Metal , Black Metal,Thrash metal و ….. رو میتوانیم گرایشهای مختلف سبک متال دانست که باز خود این گرایشها نیز تقسیم بندی میشوند .

ساختار آهنگهای متال

اصولا آهنگهای این سبک از قسمتهای مختلفی تشکیل شدند که این ساختار میتواند تغییر پذیر باشه ولی در حال کلی یک آهنگ در سبک متال باید از قسمتهای زیر تشکیل شده باشد :
Intro - Verse - Chorus - Solo - Outro که باز این قسمتها اضافه و یا کم میشود . قسمت Verse که معمولا قبل Chorus قرار میگیرد و قسمتی هست که وکالز همراه گیتار ریتم اجرا میشه و متن نسبتا طولانی تری نسبت به Chorus رو به همراه دارد .

قسمت Chorus قسمتی هست که اکثرا بعد از شنیدن اهنگ در ذهن میماند و این در ذهن بودن از معیارهای Chorus هست شاید دلیلش این باشد که ملودی خاصی دارد و چندین بار هم تا آخر آهنگ تکرار میشود اکثرا اسامی آهنگ در Chorus آهنگ ها هم تکرار میشوند . قسمت سولو رو که قبلا هم بحث کردیم قسمتی از آهنگ هستش که گیتار لید هنرنمایی میکند و میشود گفت از جذابیت موسیقی متال سولوهای خوبی هست که در این سبک وجود دارد.

ا بعد از شنیدن اهنگ در ذهن میمونه و این تو ذهن بودن از معیارهای Chorus هستش شاید دلیلش این باشه که ملودی خاصی داره و چندین بار هم تا آخر آهنگ تکرار میشه اکثرا اسامی آهنگ در Chorus آهنگ ها هم تکرار میشن . قسمت سولو رو که قبلا هم بحث کردیم قسمتی از آهنگ هستش که گیتار لید هنرنمایی میکنه و میشه گفت از جذابیت موسیقی متال سولوهای خوبی هست که در این سبک وجود دارد

|+| نوشته شده توسط alireza&mojgan در یکشنبه بیست و سوم مهر 1385 ساعت 14:57 |
 

      شیطان پرستان لاویی
      این نوع از شیطان پرستی بر مبنای فلسفهٔ آنتوآن لاوی که در کتاب "انجیل
      شیطان" و دیگر آثارش آمده است تشکیل شده است. لاوی موسس کلیسای شیطان

(1966)
      بود و تحت تاثیر نوشته‌های فردریک نیچه، آلیستر کرالی، این رند، مارک د سید،
      ویندهام لویس، چارلز داروین، امبروس بیرس، مارک تواین و بسیاری دیگر بوده
      است. "شیطان" در نظر لاوی موجودی مثبت بوده در حالی که تعالیم خداجویانه
      کلیساها را مورد تمسخر قرار داده و به مسائل جهان مادی نیز اعتنایی نداشت.
      یک شیطان پرست لاویی، خود را خدای خود میداند، آیین مذهبی این گروه از شیطان
      پرستان بیشتر شبیه به فلسفه میجیک کراولی با دیدی جلوبرنده به سمت شیطان
      پرستی است. یک شیطان پرست لاویی مدعی آن است که کسانی که خودشان را با

شیطان
      پرستی هم ردیف میدانند نباید به طرز فکر گروهی خواص وفادار باشند و آنها را
      از لحاظ اخلاقی قبول نداشته باشند. و در ازای آن گرایشات انفرادی داشته باشند
      و من تبع باید به طور دائمی یک سر و گردن بالاتر از کسانی باشند که خود را از
      لحاظ اخلاقی، قوی میدانند. و در بشر دوستی ]گمراه[ خود، بدون تامل عمل کنند.
      شیطان پرستی دینی
      گرایشات شیطان پرستی دینی اغلب مشابه گرایشات شیطان پرستی فلسفی است،

گرچه
      معمولا پیش نیازی برای خود قائل میشوند و آن پیشنیاز اینست که شیطان پرست اول
      باید یک قانون ماوراء الطبیعی را که در آن یک یا چند خدا تعریف شده است که
      همه شیطانی هستند یا بوسیله شیطان شناخته میشوند. شیطانی که در گروه اخیر
      تعریف شده است می‌تواند تنها در ذهن یک شیطان پرست تعریف شود یا از یک دین
      (معمولا قبل از مسیح) اقتباس شوند.
      بسته به اینکه کدام نوع شیطان پرستی مد نظر باشد، خدا (یا خدایان) می‌توانند
      از انواع مختلفی از معبود ها باشند، بعضی از آنها از ادیان بسیار قدیمی نشئت
      گرفته شده اند، انواع معمول شیطان پرستی از خدایانشان را از ادیان قدیمی مصر
      باستان و بسیاری از الهه‌های باستانی بین‌النهرینی و بعضا از الهه‌های رومی و
      یونانی (به عنوان مثال مارس-خدای جنگ) اقتباس کرده اند. بقیه شیطان پرستان
      ادعای پرستش خدای اصلی را دارند ولی بیشتر شیطان پرستان می‌گویند خدای معبود
      آنها در واقع قدمت بسیار قدیمی دارد، شاید از دوران ماقبل تاریخ و شاید اولین
      خدایانی باشد که توسط انسان مورد پرستش قرار گرفته است ( گرچه چنین ادعایی
      غیر قابل بررسی است)
      مابقی گروه ها تعبیری سخت گیرانه تر از اینها را میپرستند: آنهایی که سیمای
      فرشتهٔ سقوط کرده از انجیل مسیحی را میپرستند، در حالی که بسیاری که آن را به
      عنوان شر، طبق تعریف کلیسای مسیحی، میپندارند. این گروه در مقابل آن را به
      عنوان محق و کسی که در مقابل خدا شورش کرده است قبول دارند. تمام این ادیان
      با هم وبا شیطان پرستان فلسفی مشترک هستند چرا که خود شخص را در اولویت اول
      قرار داده اند. این نظریه نیز معمولا توسط کسانی که خدا را به دید شیطانی
      مینگرند (کسانی که دیده شده است اشخاص را به آزادی اندیشه تشویق می‌کنند و
      تلاش می‌کنند خود را بوسیله فلسفه هایی چون میجیک و فلسفه‌های مشابه "تمایل
      به قدرت" نیچه بالا بکشند) حمایت شده است. یک پند رایج شیطانی به این معلول
      اینست که : "هر خدای ارزشمندی بهتر است به جای یک برده پست و بخاک افتاده، یک
      شریک در قدرت خود داشته باشد."
      یک مثال از این مطلب، شیطان ابراهیمی است، مانند ابلیسی که در کتاب تورات
      آمده است و بشریت را به چیدن میوه درخت شناخت خوب از بد تشویق می‌کند:" تو
      مطمئنا نمیمیری: چرا که خدا در همان روزی که این کار را کنی از آن خبر خواهد
      داشت، سپس چشمانت باز خواهد شد و شماها مانند خدا خواهید شد و خوب را از شر
      تشخیص خواهید داد". با این استفاده از این مفهوم، شیطان پرستان خود را بهتر
      از هر خدای دیگری، دارای قدرت تشخیص خوب از بد میپندارند. از آنجا که این
      گروه از شیطان پرستان خود را بسیار قدیمی و قدیمی تر از بقیه میدانند، نام
      "شیطان پرستان سنتی" را بر خود گذاشته‌اند و به شیطان پرستان فلسفی، "شیطان
      پرستان معاصر" می‌‌گویند.
      شرپرستان
      این فرقه از شیطان پرستان، به دوران تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا مربوط
      میشوند. این نوع شیطان پرستان معمولا متهم هستند که به اعمالی از قبیل "خوردن
      نوزادان"، "کشتن گوسفندان"، "قربانی کردن دختران باکره" و "نفرت از مسیحیان"
      هستند. این طرز فکر در کتاب "مالیوس مالیفیکاروم" دسته بندی شده است.]کتابی
      که در دوران تفتیش عقاید توسط کلیسا (1490) تالیف شد و در واقع هرگز به طور
      رسمی مورد استفاده قرار نگرفت، کتاب حاوی مطالب خرافی از جن گیری و جادوگری و
      مطالبی از این دست می‌باشد. ترجمه لغوی نام کتاب پتک جادوگران است[
      فلسفه شیطانی
      شیطان در 9 جمله شیطانی منسب به لاوی خلاصه می‌شود:
      شیطان می‌گوید دست و دلبازی کردن بجای خساست.
      شیطان می‌گوید زندگی حیاتی بجای نقشه خیالی و موهومی روحانی
      شیطان می‌گوید دانش معصوم بجای فریب دادن ریاکارانه خود.
      شیطان می‌گوید محبت کردن به کسانی که لیاقت آن را دارند بجای عشق ورزیدن به
      نمک نشناسان
      شیطان می‌گوید انتقام و خونخواهی کردن بجای برگرداندن صورت ]اشاره به تعالیم
      مسیحیت که می‌گوید هرگاه برادی به تو سیلی زد، آن طرف صورتت را جلو بیاور تا
      ضربه‌ای به طرف دیگر بزند[
      شیطان می‌گوید مسئولیت پذیری در مقابل مسئولیت پذیران بجای نگران بودن خون
      آشام های غیر مادی
      شیطان می‌گوید انسان مانند دیگر حیوانات است، گاهی بهتر ولی اغلب بدتر از
      آنهایی است که روی چهار پا راه میروند، بدلیل آنکه انسان دارای خدای روحانی و
      پیشرفت های روشنفکرانه، او را پست‌ترین حیوانات ساخته است.
      شیطان تمام آن چیزهایی که گناه شناخته میشوند را ارائه می‌دهد، چون که تمام
      آنها به یک لذت و خوشنودی فیزیکی، روانی یا احساسی منجر میشوند.
      شیطان بهترین دوست کلیساست چرا که در میان تمام این سالها وجود شیطان دلیل
      ماندگاری کلیساها می‌باشد.
      و در مقایسه با این جملات، لاوی 9 گناه شیطانی را نیز نام برده است: حماقت،
      ادعا و تظار، نفس گرایی (انتظار بازپس گرفتن از دیگران، آنچه که به آنها داده
      اید)، خود را فریب دادن، پیروی از رسوم و عقاید دیگران، روشن بینی نا کافی،
      فراموش کردن ارتدکسی گذشته (به طور مثال، قبول کردن چیزی قدیمی در بسته بندی
      جدید، به عنوان نو)، غرور و افتخار بی حاصل (مانند غروری که هدف شخصی را از
      درون می‌‌پوساند) و کمبود محسنات ! یادداشت : Solipsism می‌تواند به یک طرز
      فکر معرفت‌شناسی منسب به دیسکارت نیز گفته شود، که در آن به افراد پیشنهاد
      می‌شود که تنها کسی هستند که می‌توانند وجود چیزی را تجربه کنند و هرچه
      دیگران می‌گویند تنها خیال و وهمی از تصورات خودشان است.
      او (لاوی) سپس 11 قانون شیطانی را نیز وضع کرد، که در حالی که نظام نامه‌ای
      اخلاقی نیست، ولی راهنمایی های کلی برای زندگی شیطان پرستی را ارائه کرده
است:
      هرگز نظراتت را قبل از آنکه از تو بپرسند بازگو نکن.
      هرگز مشکلاتت را قبل از آنکه مطمئن شوی دیگران میخواهند آن را بشنوند بازگو
      نکن.
      وقتی مهمان کسی هستی، به او احترام بگذار و در غیر این صورت هرگز آنجا نرو.
      اگر مهمانت مزاحم تو است، با او بدون شفقت و با بیرحمی رفتار کن.
      هرگز قبل از آنکه علامتی از طرف مقابلت ندیده‌ای به او پیشنهاد نزدیکی جنسی
      نده.
      هرگز چیزی را که متعلق به تو نیست برندار، مگر آنکه داشتن آن برای کس دیگری
      سخت است و از تو میخواهد آن را بگیری.
      اگر از جادو به طور موفقیت آمیزی برای کسب خواسته هاید استفاده کرده‌ای قدرت
      آن را اعتراف کن. اگر پس از بدست آوردن خواسته هایت قدرت جادو را نفی کنی،
      تمام آنچه بدست آوردی را از دست خواهی داد.
      هرگز از چیزی که نمیخواهی در معرض آن باشی شکایت نکن.
      کودکان را آزار نده.
      حیوانات -غیر انسان- را آزار نده مگر آنکه مورد حمله قرار گرفته‌ای یا برای
      شکارشان.
      وقتی در سرزمینی آزاد قدم بر میداری، کسی را آزار نده، اگر کسی تو را مورد
      آزار قرار داد، از او بخواه که ادامه ندهد. اگر ادامه داد، نابودش کن.
      نقد شیطان پرستی
      گرچه بیشتر نقد ها از ناحیه ادیان بزرگ صورت میپذیرد، ولی بیشترین انتقادات
      به شیطان پرستی از طرف مسحیان شکل میگیرد. در این راستا مباحث سودمندی مطرح
      هستند.
      این ادعا که شیطان پرستی به طور صرف یک دین و فلسفه است در کنار معنای ضد آن
      تعریف می‌شود که چه چیزی به عنوان ریاکاری، حماقت و خطاهای مسیر اصلی فلسفه
      ها و ادیان ضعیف عمل می‌کند. همچنین این مباحث ادراک معنی و طبیعت شیطان یا
      عبادت او را از ادبیاتی که معمولا ضد شیطان است شکل گرفته است.
      بسیاری از شیطان پرستان، شیطان را به عنوان یک نیروی سرکش معرفی می‌کنند. به
      هرحال آنها ادعا می‌کنند چنین هویتی بر مبنای قبول کردن اینکه شیطان موجودی
      یا قدرتی افضل است شکل میگیرد.حال گفته می‌شود با توجه به اینکه شیطان به
      عنوان موجودی شناخته می‌شود که با خداوند مخالفت می‌کند، در صورت قبول کردن
      او به عنوان راهنما، باید با خودش نیز مخالفت کرد. (تناقض)
      عالمان مسیحی بر این باورند که نمیتوان هرگز از شیطان طبعیت نکرد (هیچ کس
      معصوم نیست) چرا که آنها باور دارند شر انسانی یک تلاش بیفایده برای انجام
      دادن کار های خوب است ( به طور مثال، برای رستگاری یا کسب امنیت برای خود،
      حتی با این شرط که به دیگیران ضرر رساند). حتی کسانی که از فلسفه خوش پرستی
      طبعیت می‌کنند، تلاش می‌کنند چیزهایی که به عنوان خوبی فقط برای خودشان
      شناخته شده‌اند را بدست آورند. این فلسفه دانان ادعا می‌کنند نتیجه این فلسفه
      اگر با قوانین خداوندگار تطابق نداشته باشند، تنها رنج، سردرگمی، انزوا و نا
      امیدی به همراه خواهد داشت.
      شیطان پرستی یک "سراب فلسفی" و "علم بیان سنگین" است. چرا که گفته می‌شود
      لاوی در استفاده از لغاط تبحر خواستی داشته است. شیطان پرستی یک طلسم کم
      ژرفای عقلانی از خدای ساخته شده توسط بشر است.
      "انسان موجودی اجتماعی است و به انسان های دیگر احتیاج دارد". بعضی ها عقیده
      دارند شیطان پرستان درک اشتباهی از استقلال داشته‌اند و آن را به تنهایی
      تعبیر کرده اند. استقلال می‌تواند شما را قوی تر کند ولی این غیر ممکن است
      شما به تنهایی خدا باشید. آنها بر این باورند که اگر کسی خود را خدا معرفی
      کند و ضمن استفاده از لایق دانستن خود، می‌توان به عدم پذیرش حقیقت منجر شود.

      یکی از نقد های کاربردی تر شیطان پرستی اینست که ضمن این که شیطان پرستی
      معمولا خود را به عنوان راه نجاتی برای توده‌های تسلیم شده مردم در مقابل دین
      های اصلی معرفی می‌کند، بر شایستگی های آنها در بی نیازی از دیگران و انزوا
      گرایی تاکید می‌کنند و انزوا گرایی می‌تواند به سوء استفاده‌های مختلفی ناشی
      شود – که معمولا نیز چنین است. چرا که طبیعت انزواگرایانه شیطان معمولا در
      بازخورد جوامع ناکارمد است. و برای جبران این خلا از قوانین ادیان سنتی
      استفاده کرده است.
      فرقه‌های غیر شیطان پرستانه بسیاری از گروه ها به اشتباه به عنوان گروه‌های
      شیطان پرستی در نظر گرفته می‌شود.به طور کلی دو تعریف برای گروه‌های شیطان
      پرستی در نظر افراد وجود دارد:
      هر گروهی که شیطان را (مشابه شیطان تعریف شده در دین مسیحیت که عاری از
      مفاهیم غیر طبیعی مربوط به پلیدی و زشتی است یا یک شیطان انتزاعی) به عنوان
      خدا قبول داشته باشد و آن را عبادت کند، که معمولا از آن به عنوان الهه سیاه
      نیز یاد می‌کنند. و آن را منتسب به طبیعت "حقیقی" انسان مینامند.
      گروه هایی که از دین مسحیت تبعیت نکرده و یا عیسی را با خصوصیاتی که در دین
      مسیح تعریف شده است قبول ندارند.
      تعریف دوم، معمولا توسط بنیادگرایان مسیحی مورد استفاده قرار میگیرد و بر
      مبنای این تعریف بسیاری از گروه ها را شیطان پرست مینامنند. این بنیاد گرایان
      بیشتر دین های کافر جدید (مثلا ویکا یا استرو) را با استفاده از این تعریف
      شیطان پرست مینامند.
      طبق این تعریف به ندرت از دین هایی مانند اسلام و یهود و فرقه‌های مسیحیت به
      عنوان شیطان پرست تعبیر می‌شود. چنین گروه هایی که دین های گذشته را شیطان
      پرست بنامند بسیار کم است، مانند فرقه مورمون‌ها یا چند فرقه کوچک دیگر.
      البته شنیده شده است که بعضا کاتولیک ها، پروستان ها را نیز شیطان پرست
      نامیده‌اند و یا بالعکس ولی چنین خطابی خیلی به ندرت اتفاق می‌‌افتد.
      حرکت دیگری که به اشتباه به عنوان شیطان پرست شناخته شده است، گروه‌های هوی
      متال موسیقی است. گرچه گروه هایی وجود دارند که به دلایلی چند از شبیه سازی
      های شیطانی استفاده می‌کنند ولی عمده گروه‌های متال/راک ارتباطی با یکی از
      انواع شیطان پرستی ندارند

|+| نوشته شده توسط alireza&mojgan در جمعه هفتم مهر 1385 ساعت 22:37 |
 FUCKING THE RAP

ادامه دارد.........

|+| نوشته شده توسط alireza&mojgan در پنجشنبه سی ام شهریور 1385 ساعت 0:40 |
 نگاهی نو بر موسیقی متال
متال ، واژه ای که هر کدام از ما به نوعي با آن آشنا هستيم . تيپ ظاهری که اکثرا با نام متال يا هوی در بين قشری از مردم وجود دارد يا موسيقي سنگين و گوش خراش يا رفتار ضد هنجار و ارزش ... همه و همه تصوراتي است که از متال برداشت ميشود ولي اصل و ريشه ی اين کلمه چيست و چه کسي يا کساني آن را پايه گزاری کردند؟


انسان امروز باخو گرفتن به زندگي ماشيني خود را فراموش کرده و به همان ابزارکاری خود تبديل ميشود . بي توجهي و بي احساسي وی را فرا گرفته و ديگر به ارزشها و قوانين پايبند نيست و به همه چيز بي اعتنا ميشود . مکاتب و مذاهب عده کمي را دور خود جمع کرده اندو نافرماني به حد اکثر رسيده و عدالت از بين رفته و تفکر مردم از آنها گرفته شده و زندگي ساختگي به آنها تزريق ميشود درين ميان عده اي مي آيند و سخن از عدالت به ميان مي آورند و از حقوق پايمال شده انسانها سخن ميگويند، محيط جديد امروزی را به آنها معرفي ميکنند و از خطرها آگاه ميسازند و روز به روز انسانهای زيادی را از مرگ معنوی و روحي نجات ميدهند و جنبش عظيم متال را پايه گزاری ميکنند


متال ي موسيقي عادی نيست بلکه يک جنبش عظيم فکری و تحولي دروني برای انسانهاست . جنبشي که از حقوق افراد دفاع ميکند و قصد دارد با نشان دادن پستي ها و رذالت ها انسان را در مسير اصلي خود هدايت کند و با ابزار سخت خود ، سخت ترين انسانها را فرو ميريزد و انسان متکي به نفس و تفکر خويش را به وجود مي آورد


" زندگي از آن ماست تا آن را به شيوه ی خودمان زنگي کنيم (Metallica)


اين عده از هر عنصری اسنفاده ميکنند تا اعتراض خود را نشان دهند ، از نوع لباسي که به تن ميکنند از مدلهای ريش و موگرفته تا برخوردهای اجتماعي ، ... همه و همه نشانه ی اعتراض آنها به زندگي تزريق شده و واهي است

ولي تفکرات غلط و اشتباه در مورد متال چگونه شکل ميگيرند که عده ای آن را ناهنجار و موسيقي خشونت مي خوانند


متال پس از جنگ جهاني دوم پايه گزاری شد ، واقعه ای که بر روی همه ی کشورهای جهان مخصوصا کشورهای اروپايي تاثير بدی گذاشت و همه ملتها با مشکلات جدی روبرو شدند . جنگ فرزندان خود را بلعيد و قهرمانان ميدان های نبرد با وجود رشادتهای فراوان کنار گذاشته شدند و فساد همه جا را پر کرد و اين آغاز زندگي بي محتوا و خالي از ارزش برای انسان بود و به تدريج انسان را از هاله ی انسانيت خارج کرد . حکومت های سياه به بهره کشي سياسي و اقتصادی از مردم پرداختند و زدگي آنها از آنها گرفتند


"اينک جهان رفته و من تک مانده ام ، پروردگارا! ياری ام ده !

به اميد مرگ نفسم را در سينه حبس ميکنم ، پروردگرا خواهش ميکنم ياری م ده

تاريکي زنداني ام کرده ، همه آنچه ميبينم ، ترس و وحشت مطلق نه ياری زيستن ندارم

نه توان مردن ، در دام افتاده در درون خود (Metallica)


متال يک عامل اساسي در برابر خفقان و سکوتي بود که دولتها به وجود آوردند ، با صدای بلند و کوبنده فرياد ميزد و حقوق خود را طلب ميکرد و مردم را آگاه مي ساخت


" گرگهای قدرت به در خانه ات کمين کرده اند مي شنوی؟

چون سايه به دنبال تو هستند به زودی فرو مي نشاني اشتهايشان را

آنها مي بلعند زير چکش های عدالت خورد خواهي شد، به خاطر قدرت(Metallica)

عصر جدیدی آغاز شده
جهان رو به زوال است  و تاریکی ÷یروز شده
ام÷راتور نام اوست . زمان ترس از هشداره او فرا رسیده
ترس سلطنت میکند . مرگ بر فرا تر از ما
Hypocrisy



درين زمان حربه حکومت های سياه به کار گرفته شد و سعي بر اين داشت که چهره اين موسيقي را نزد مردم خراب کنند و مردم را نسبت به آن بي اعتماد کنند ، آليس کوپر تحت فشار قرار گرفت و مورد تمسخر مورم شد ، آزی آزبرن به جرم شيطان پرستي !!! به دادگاه کشيده شد ، بزرگاني چون فردی مرکوری مورد انتقادهای شديد قرار گرفتند و ... با اين وجود اين جنبش به کار خود ادامه داد و موفق شد بر اين توطئه ها پيروز شود و اين سبب شد که مخالفان اين موسيقي به فکر توطئه ای ديگر برای بد نامي اين موسيقي بي افتند و آن آسيب از درون بود ، انحرافات و اختلا فات به وجود آمد ، عقايد بي ارزش مطرح شد و کيفيت اشعار پايين آمد و مفاهيم پوچ و بعضا عاشقانه جای اشعار والا و گرانقدر راجر واترز ، جيمز هتفيلد ، روني جيمز ديو ، آزی آزبرن ، اريک آدامز و ... را گرفتند تا اينکه امروزه از هر صد گروه متال ، تنها يک گروه اصيل وجود دارد و اين عاملي شد تا با نام متال هر سوء استفاده ای بکنند و از ارزش و اعتبار اين موسيقي بکاهند، کرت کوبين های زيادی دست به خود کشي زدند و آليس کوپر های زيادی گوشه نشيني را اختيار کردند، اکنون افتخار"هيم" اشعار عاشقانه اين گروه است و اين چيزی نبود جز آجر ديگری در ديواری که پينک فلويد از آن برايمان ميخواند


ما هيچ پرورش و هدايت افکار نمي خواهيم"

در کلاس گوشه نشيني موقوف ، معلم ها دست از سر بچه ها برداريد

همه ماجرا فقط آجر ديگری است در ديوار

و شما هم فقط آجر ديگری در ديوار هستيد(Pink Floyed)


و مواد مخدر که يکي از مسائلي بوده که از دير باز مورد نکوهش بزرگان متال بوده در صورتي که امروزه هيچ کسي بدون استفاده ازين مواد توهم زا در يک کنسرت متال حاضر نميشود ! اين مسئله ای است که استخوان متال را به لرزه در مي آورد و گروههای متال د ست نشانده بار سنگيني برای آن ميشوند که تحمل آن بسيار دشوار است


اين ها تمامی سائلي بود که سبب به وجود آمده افکار مختلف در مورد متال شده و طرفداران واقعي اين موسيقي در حالي که در بين سيل متال بازان منحرف و گمراه غرق شده اند ، منتظر مي مانند تا کس ديگری بيايد و برای آنها بخواند


" و آنگاه خدايان هوی متال را آفريدند و ديدند که خير بود

گفتند بنوازيد با صدايي فراتر از جهنم و ما عهد بستيم چنين کنيم

وقتي بازندگان ميگويند کارت تمام است بدان دروغي بيش نيست

خدايان هوی متال را آفريدند و هرگز نخواهد مرد ((Manowar
|+| نوشته شده توسط alireza&mojgan در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385 ساعت 16:15 |
 "Lonely Day"

اینم متن آهنگ مورد علاقه من

Such a lonely day
And its mine
The most loneliest day of my life

Such a lonely day
Should be banned
It's a day that I can't stand

The most loneliest day of my life
The most loneliest day of my life

Such a lonely day
Shouldn't exist
It's a day that I'll never miss
Such a lonely day
And its mine
The most loneliest day of my life

And if you go, I wanna go with you
And if you die, I wanna die with you

Take your hand and walk away

The most loneliest day of my life
The most loneliest day of my life
The most loneliest day of my life
Life

Such a lonely day
And its mine
It's a day that I'm glad I survived

|+| نوشته شده توسط alireza&mojgan در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385 ساعت 1:59 |